أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
149
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و بر ايمان ايشان واقف نيستيد [ أَنْ تَطَؤُهُمْ ] ايشان را در پاى گيريد و بكشيد ايشان را بىعلم و دانش پس بشما رسد ازيشان اثمى و حرجى از كشتن ايشان بنا واجب . محمّد بن اسحاق گفت كه [ معرّة ] غرامت ديت و خون بهاست و گفتند كه : مشركان عيب كنند و گويند كه : ايشان اهل دين خود را ميكشند اگر نه اين بودى كه گفته شد شما را دستورى دادى در رفتن مكّه و ليكن تأخير كرد تا در رحمت خود برد آن را كه خواهد [ لَوْ تَزَيَّلُوا ] اگر اين كافران جدا بودندى از مؤمنان و ازيشان ممتاز بودندى ما كافران مكّه را عذابى سخت دردناك كرديمى . قتاده گفت درين آيت كه : خداى تعالى ببركت مؤمنان عذاب از كافران باز ميدارد . صادق عليه السّلام از پدرانش از امير المؤمنين على عليه السّلام روايت كرد كه : رسول را ازين آيت پرسيدند گفت : معنى چنان است كه اگر آن كافران كه در معلوم چنان بود كه ايشان را فرزندان مسلمان خواهد بود اگر ايشان را از اصلاب پدران جدا شايستى كردن ما كافران را عذاب كرديمى عذابى دردناك . [ سوره الفتح ( 48 ) : آيات 26 تا 27 ] إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ( 26 ) لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لا تَخافُونَ فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذلِكَ فَتْحاً قَرِيباً ( 27 ) آنگه كه كردند كافران در دلهاى شان حميّت جاهليّت را و آن حميّت آن بود كه رسول را بمكّه نگذاشتند و به « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » رضا ندادند و به « محمّد رسول اللّه » اقرار ندادند پس خداى تعالى فرو فرستاد سكينه و وقار خود بر رسول خود و بر مؤمنان تا ثابت قدم شدند در ايمان و بر هدايت ثبات نمودند و در كارزار و جنگ منهزم نگشتند . [ وَ أَلْزَمَهُمْ ] و الزام كرد ايشان را كلمهء پرهيزگارى يعنى تكليف طاعت و اجتناب از معصيت . ابىّ بن كعب گفت : از رسول ( ص ) شنيدم درين آيت كه [ كلمهء تقوى ] گفتار لا إله الّا اللّه ؛ است ، مجاهد و ضحّاك و قتاده گفتند : لا إله الّا اللّه ؛ و محمّد رسول اللّه ؛ است ،